روش مرزبندی شبکه و استفاده از سپرهای امنیتی، سالهاست که برای تأمین امنیت سرویسها مورد استفاده قرار میگیرد؛ اما آیا این روش سنتی میتواند در برابر تهدیدهای جدید و پیچیده کارآمد باشد؟ در چنین شرایطی، عبور از دیوارهای امنیتی یعنی دسترسی بیحدومرز به تمامی منابع. اینجاست که نیاز به یک رویکرد کاملاً متفاوت احساس میشود؛ رویکردی که امنیت را نه بهعنوان یک دیوار ثابت، بلکه در قالب فرایندی پویا و مداوم تعریف کند. استراتژی تحت عنوان «اعتماد صفر» (Zero Trust).
در این پست به بررسی استراتژی Zero Trust در وبسرویسها میپردازیم و مراحل اجرای آن را در یک وبسرویس بهطور گامبهگام بررسی میکنیم.
استراتژی Zero Trust در وبسرویس چیست؟
پیش از آنکه به تعریف استراتژی Zero Trust در وبسرویس بپردازیم، ابتدا لازم است نگاههای سنتی و مدرن به مفهوم امنیت شبکه را بهخوبی بشناسیم. در گذشته، پیشفرض بر این بود که دستگاهها و کاربران درون یک شبکه قابل اطمینان هستند و میتوانند به منابع دلخواه خود دسترسی داشته باشند؛ چرا که یکبار هنگام ورود به شبکه اعتبارسنجی شدهاند و هویت آنها مورد تأیید قرار گرفته است. در این استراتژی، امنیت مانند دیواری است که اگر سوژههای پرخطر موفق شوند از آن عبور کنند، سد دیگری بر سر راهشان وجود ندارد و بهراحتی میتوانند به بخشهای مختلف سیستم آسیب وارد کنند.
بیشتر بخوانید: وب سرویس چیست؟ و چگونه به کمک برنامهنویسها میآید؟
در روش مدرن اما، راهکارهای جدیدی برای پوشش کاستیهای روش سنتی ارائه شده که یکی از مؤثرترین آنها، روش «اعتماد صفر» یا همان «استراتژی Zero Trust» است. در این رویکرد، هیچچیز و هیچکس بهطور پیشفرض قابلاعتماد نیست؛ حتی اگر توانسته باشد از چندین لایه سپر امنیتی عبور کند. بهطور کلی در تعریف این روش میتوان گفت:
«استراتژی Zero trust در واقع یک مدل امنیتی نوین برای شبکههای چندابری (multicloud) است که بهجای تمرکز بر مرزهای شبکه، امنیت را در سطح هر اتصال، هر کاربر، هر دستگاه و هر داده برقرار میکند.»

برای پیادهسازی این استراتژی، هر بار که کاربری میخواهد به منبعی دسترسی پیدا کند، هویت او باید بهصورت پویا تأیید شود، دستگاهش از نظر سلامتی مورد پایش قرار گیرد و میزان دسترسی او دقیقاً متناسب با نقش و نیازش باشد. این مدل بر پایه شعار مشهور «هرگز اعتماد نکن، همیشه راستیآزمایی کن» (Never trust, always verify) استوار است و بهنوعی تغییر پارادایم در تفکر امنیتی سازمانها بهحساب میآید.
در دنیای وبسرویسها، این استراتژی اهمیت ویژهای پیدا میکند، چرا که سرویسها اغلب از طریق اینترنت در دسترس هستند و کاربران یا دستگاهها ممکن است از نقاط مختلف و با سطوح دسترسی متفاوت به آنها متصل شوند. با پیادهسازی Zero Trust، سازمانها میتوانند مطمئن شوند که حتی در صورت نفوذ به یک بخش از شبکه، مهاجمان نمیتوانند بهراحتی به منابع حیاتی دیگر دسترسی پیدا کنند.
اصول کلیدی Zero Trust برای وبسرویسها
استراتژی Zero Trust در وبسرویسها بر پایه چند اصل کلیدی استوار است که رعایت آنها به سازمانها کمک میکند تا از امنیت خود در محیطهای پرخطر حفاظت کند. این اصول بهنوعی هسته اصلی امنیت شبکه به شیوه مدرن را تشکیل میدهند که در ادامه، آنها را بهطور کامل بررسی میکنیم.
1. اعتبارسنجی مداوم کاربران و دستگاهها
در مدل Zero Trust، هیچ کاربر یا دستگاهی بهصورت پیشفرض قابل اعتماد نیست و هیچگاه هم بهطور کامل مورد اعتماد قرار نمیگیرد. هر بار که یک کاربر از وبسرویس استفاده میکند، هویت او باید دوباره مورد بررسی قرار بگیرد و دستگاه او صحتسنجی شود. این بررسی شامل احراز هویت چندمرحلهای (Multi-Factor Authentication)، تأیید سلامت دستگاه، بررسی موقعیت جغرافیایی و شرایط محیطی اتصال است. حتی اگر کاربر پیشتر وارد سیستم شده باشد یا از چندین لایه امنیتی عبور کرده باشد، دسترسی به منابع حساس تنها پس از تأیید صحت و مطابقت با سیاستهای امنیتی امکانپذیر است.
2. کنترل دسترسی مبتنی بر Least Privilege Access
رویکرد «کمترین سطح دسترسی» (Least Privilege Access) اطمینان پیدا میکند که هر کاربر تنها به منابعی دسترسی دارد که برای انجام وظایفش ضروری است. این اصل کمک میکند تا در صورت نفوذ به یک حساب کاربری یا دستگاه، امکان آسیبرسانی به بخشهای دیگر وبسرویس به حداقل برسد. پیادهسازی Least Privilege Access شامل تعیین دقیق نقشها و مجوزهای کاربران، محدود کردن دسترسی به دادهها و سرویسها بر اساس نیاز واقعی و بازبینی منظم این دسترسیها است. بهعنوان مثال، یک کاربر که وظیفه مدیریت محتوا را دارد، نباید به تنظیمات امنیتی یا اطلاعات مالی دسترسی داشته باشد.
3. تقسیمبندی شبکه و منابع (Micro-Segmentation)
وجود یک شبکه بزرگ با دسترسی آزادانه به همه منابع، یکی از نقاط ضعف بزرگ سرویسها به حساب میآید و باعث میشود تا در صورت نفوذ، کل شبکه تحت تأثیر قرار بگیرد. با تقسیمبندی شبکه و منابع به بخشهای کوچکتر، میتوان هر قسمت را بهصورت مستقل کنترل کرد. در این روش، هر بخش (Segment) دارای سیاستهای امنیتی و مجوزهای دسترسی مخصوص به خود است و تنها ترافیک مجاز بین این بخشها منتقل میشود. برای مثال، دادههای کاربران، سرورهای اپلیکیشن و سیستمهای مدیریتی میتوانند در سه ناحیه مجزا قرار بگیرند که ارتباط میان آنها تنها از طریق احراز هویت و بررسی امنیتی انجام شود.
4. نظارت و تحلیل مستمر فعالیتها
نظارت دائمی و پویا، پایه و اساس معماری Zero Trust را تشکیل میدهد. حتی اگر تمامی کنترلها و سیاستهای امنیتی به درستی پیادهسازی شده باشد، باز هم شاخصههایی مانند رفتار کاربران، دستگاهها و ترافیک شبکه باید بهطور مداوم تحت نظارت قرار گیرد. این پایش مداوم کمک میکند هرگونه فعالیت مشکوک، حملات Session Hijacking، تلاش برای دور زدن سیاستها یا رفتار غیرعادی در سریعترین زمان ممکن شناسایی شود. در شاخص اول یا همان «اعتبارسنجی مداوم کاربران و دستگاهها» که به توضیح آن پرداختیم، تمرکز بر مرحله ورود به بخشهای مختلف و درخواست دسترسی کاربران قرار دارد؛ اما در این مرحله، رفتار او به طور دائمی پایش میشود تا هرگونه اقدام غیرعادی، تلاش برای دور زدن سیاستها، یا نشانههای حمله شناسایی گردد.

رعایت این اصول در مدل Zero Trust باعث میشود سیستم در برابر تهدیدات مختلف مقاومتر شود و حتی در صورت نفوذ اولیه، آسیبپذیریها به حداقل برسند.
مزایای پیادهسازی Zero Trust در بیزینسهای API محور
امروزه بسیاری از کسبوکارهایی که از APIها در فرایند کاری خود استفاده میکنند، بهکارگیری مدل Zero Trust را در اولویت کار خود قرار دادهاند. در این بخش، دلایل محبوبیت این استراتژی نزد کسبوکارها را بررسی میکنیم و به تأثیر آن بر بهبود امنیت و کارایی سیستمها نگاهی میاندازیم.
- افزایش چشمگیر امنیت خدمات بینسیستمی
حملاتی مانند API Abuse، تزریق درخواستها و سوءاستفاده از Tokenها، از جمله رایجترین روشهایی هستند که کسبوکارهای استفادهکننده از APIها را تهدید میکنند. از آنجا که روش Zero Trust به طور مکرر مجوزها و سلامت منابع را بررسی میکند، احتمال اثرگذاری حملات انجام شده بهشدت کاهش پیدا میکند.
- بهبود مدیریت دسترسی و نقشها
در بیزینسهای APIمحور، مشتریان مختلف (اپلیکیشنها، سرویسها، توسعهدهندگان بیرونی و داخلی) هر کدام به سطح متفاوتی از دسترسی نیاز دارند؛ از همین رو، Zero Trust کمک میکند تا برای هر نقش، دقیقاً همان دسترسی موردنیاز تعریف شود و هیچ دسترسی اضافی تعلق نگیرد. این کنترل دقیق، نهتنها ریسک حمله را کاهش میدهد، بلکه مدیریت امنیت را نیز سادهتر و مقیاسپذیرتر میکند.
- جلب اعتماد مشتریان و سازمانها
شرکتهایی که فعالیتشان با سرویسها و APIها گره خورده است، معمولاً با دادههای حساس، تراکنشها و اطلاعات حیاتی سروکار دارند. زمانی که این امنیت توسط رویکردهای پیشرفته و شفافی مثل Zero Trust تأمین شود، مشتریان هم با اعتماد بیشتری به استفاده از یک سرویس روی میآورند و تأثیر این اعتماد بر روی رشد محصول، افزایش سودآوری و رشد چشمگیر کاربران قابل مشاهده است.
بیشتر بخوانید: تضمین امنیت داده در APIهای هوش مصنوعی
مزایای استراتژی Zero Trust برای بیزینسهای APIمحور فقط به موارد فوق خلاصه نمیشود و مواردی مانند قابلیت ردیابی فعالیتها، افزایش مقیاسپذیری، بهبود انعطافپذیری مجموعه و اتخاذ استراتژیهای مدیریتی اصولی، ازجمله دیگر شاخصههایی هستند که کسبوکارها را به استفاده از این رویکرد قابل اعتماد سوق میدهد.
نحوه پیادهسازی Zero Trust در محیط وبسرویس
حال که با استراتژی Zero Trust در وبسرویس و مزایای پرشمار آن آشنا شدیم، زمان آن رسیده تا این رویکرد را در محیط وبسرویس خود پیادهسازی کنیم. به همین منظور، مراحل زیر را به ترتیب دنبال میکنیم:
مرحله 1: شناسایی و نقشهبرداری کامل منابع و APIها
در مرحله اول، میبایست دید 360 درجه نسبت به تمامی منابع و جریانهای داده ایجاد شود تا هیچ API و میکروسرویسی بدون نظارت باقی نماند. برای تحقق این هدف، لازم است:
- شناسایی تمامی وبسرویسها، APIها، پایگاههای داده، میکروسرویسها و سرویسهای خارجی
- دستهبندی تمامی منابع براساس حساسیت دادهها، حجم تراکنش و اهمیت عملکردی
- استفاده از ابزارهای API Inventory و Dependency Mapping برای ایجاد نقشه کاملی از روابط و وابستگی سرویسها
مرحله 2: احراز هویت قوی و خللناپذیر
این مرحله تضمین میکند که هیچ کاربر یا سرویسی بدون مجوز قابل اعتماد امکان دسترسی به منابع حساس را نداشته باشد.
- استفاده از احراز هویت چندعاملی (MFA) برای کاربران و سرویسها
- بهکارگیری استانداردهایی مانند OAuth 2.0، OpenID Connect و JWT
- راهاندازی Identity and Access Management (IAM) مرکزی مدیریت نقطهای دسترسیها و نقشها
- بازبینی دورهای کاربران و سرویسها بهمنظور حذف دسترسیهای اضافه
مرحله 3: اعمال اصل حداقل امتیاز (Least Privilege)
پس از احراز هویت کاربران، نوبت به مرحله اعطای دسترسی میرسد. بهتر است که با دنبالکردن استراتژی «حداقل امتیاز» (Least Privilege)، احتمال هرگونه سوءاستفاده و نفوذ را به حداقل برسانید.
- تعریف دسترسیها براساس وظایف واقعی کاربران و سرویسها
- ممانعت از اعطای دسترسی عمومی یا غیرضروری به کاربران و سرویسها
- ایجاد سیاستهای Dynamic Access Control جهت تعیین دسترسیها بر اساس موقعیت، نوع درخواست و سطح ریسک
مرحله 4: تقسیمبندی شبکه و محدودسازی ارتباط بین سرویسها
تقسیمبندی شبکه به بخشهای مجزا باعث میشود حملات زنجیرهای متوقف شود و امنیت شبکه بهطور چشمگیری افزایش پیدا کند.
- استفاده از Micro-Segmentation برای جداسازی سرویسها و APIها
- تنظیم قوانین Firewall و Service Mesh در راستای ارتباط سرویسها در مسیرهای مجاز
مرحله 5: نظارت، ردیابی و تحلیل تراکنشها
پس از اجرای تمامی مراحل بالا، حال سیاست Zero Trust از طریق نظارت مداوم قابل اجرا است.
- ردیابی و لاگگذاری تمامی تراکنشها و درخواستها
- استفاده از ابزارهای Behavioral Analytics و SIEM برای شناسایی فعالیتهای مشکوک
- بهکارگیری سیاستهای Real-time Threat Detection جهت ارسال هشدار سریع هنگام مشاهده رفتارهای غیرعادی
مرحله 6: تست امنیت و بهروزرسانی مداوم
از آنجا که Zero Trust یک فرایند پویا و مستمر به حساب میآید، نیاز است تا امنیت شبکه بهطور پیوسته تست و بهروزرسانی شود.
- استفاده از Penetration Testing و Red Team Exercises برای شبیهسازی حملات
مرحله 7: خودکارسازی Integration با DevOps
در پایان لازم است با اجرای برخی سیاستها، Zero Trust بهصورت خودکار در چرخه توسعه و عملیات (DevOps) ادغام شود.
- خودکارسازی حداکثری دسترسیها، احراز هویت و بررسیها جهت کاهش خطای انسانی
- ادغام سیاستهای Zero Trust در Pipeline توسعه و محیط CI/CD
- استفاده از Policy-as-Code جهت اعمال سریع و بدون اختلال تغییرات امنیتی

اجرای این 7 مرحله به طور دقیق و اصولی باعث میشود استراتژی Zero Trust در وبسرویس بهطور کامل پیادهسازی شود و نقاط کور امنیتی به حداقل برسد.
نتیجهگیری
اجرای استراتژی Zero Trust در وبسرویس بیش از آنکه یک انتخاب فنی باشد، نوعی تحول نگرش در تفکر امنیتی سازمان بهحساب میآید. این رویکرد با اعتبارسنجی مداوم، محدودسازی دسترسیها، بخشبندی هوشمند شبکه و نظارت بلادرنگ، اطمینان پیدا میکند که ضعف امنیتی سیستم به حداقل برسد و حتی در صورت نفوذ، بخش عمده شبکه از نشت اطلاعات در امان بماند. طی سالهای اخیر، استفاده از رویکرد «اعتماد صفر» توسط سازمانها روزبهروز افزایش یافته و در حال حاضر بهعنوان استانداردی جامع مورد استقبال توسعهدهندگان قرار گرفته است. شما هم میتوانید با اجرای سیاست Zero Trust در سیستمهای خود و یا استفاده از وبسرویسهای آماده مجهز به این رویکرد، بهراحتی ساختار امنیتی کسبوکارتان را در برابر حملات سطح بالا بیمه کنید.








